نه من نامرد هرگز نبودم ـ تو نامردی به چشماتم ندیدی
من انقدر خوب بودم برا تو ـ که تو حس بدو اصلا ندیدی
حالا که تو غمو دیدی به چهرم ـ میگی نامرد روزگارم من
چطور روزی که غم داشتی به قلبت ـ نبودم نامردِ روزگار من
---------------------------------------
من الان خوب دارم به یادم ـ که قلبتو یه روز شکسته بودش
دلت سرشار از غم بود و میداد ـ زمین و فحش به تار و پودش
تو قلبت رو انداختی جلو من ـ نداشتی حتی نایه گریه کردن
منم با اینکه دل شکسته بودم ـ شدم سنگ صبور گریه کردن
---------------------------------------
الان دستاتو محکم تر گرفته ـ مگه این اون نبود انبوه دردت؟
بگو وقتی که یاد من میوفتی ـ نمیشه از خاطرم یکهو سردت؟
بگو فکرهایی که با هم داشتیم ـ کدومشو الان با اون داری؟
بگو انقدر که شب بیدار بودیم ـ کدوم شبو الان شب زنده داری؟
---------------------------------------
حالا که شادیا دورت میچرخن ـ شدم نامرد شهر بی وفا هان؟
شدم گرگی که بره میدریده ـ شدم روباه مکار تو بگو هان؟
حالا که بغل داری تو بچه ـ چطور قلبم به عشقه تو گرمشه؟
ولی با تمامه این همه حرف ـ نمیشه عشقم از تو کمشه
---------------------------------------
با اینکه فاصله بین منو تو ـ زیادی بود ولی قلبامون نه
من از دورم به تو نزدیک بودم ـ ولی جوری که بوش میاد تو نه
ما از اول دور بودیم ولی نه ـ دلامون هر دو باهم یکی بود
حالا که دور شد حتی دلامون ـ تموم شد هرچی بود و نبود
---------------------------------------

برچسب: نامرد,
نویسنده: نرگس جعفری