دیر اومدی عاشق, کنی من رو
از هرچی عشقِ دیگه بی زارم
من از این حس های پوچی ها
خیلی وقته از عشق بیزارم
من شب ها با عکسِ تو بیدارم
خاطراتو هی یاد میارم
صبح که میشه چشمام پف کرده
آخر از حسرت میبارم
صبح تا شب مثل یه بیمارم
از درد به خودم هِی میپیچم
ما باهم تو یک مسیر بودیم
اما دیگه از اینجا میپیچم
میرم این مسیر خاکی رو
انتهاشم هرچی میخواد باشه
میرم ببین چقدر سر به زیرم
دستات تویه دستایه اون باشه
برچسب:
نویسنده: نرگس جعفری